شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بیایید ستاره های این دور شویم!

نویسنده: عبدالمجید فهیم عمر

آسمان دعوت اسلامی با درخشش ستاره های پرنور همیشه محو کننده تاریکی های جهالت و بدبختی ها بوده است و این ستاره ها ی درخشان فقط جوانان مسلمان اند، کلمه جوان مسلمان با ظاهر کوتاه و مختصر دنیایی از مفاهیم را در احاطه دارد.

چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

من رأی نمی دهم!

نوشته: عبدالباسط امل
چون معتقدم رأی من سازنده نیست.
اگر قرار بود رأی بدهم, آنوقت بود که حداقل از شخصیتهای که گذشته ی خوب دارند -ولو که اکنون هرگونه شده اند- یک تیم واحد و منظم ایجاد شده بود.

پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ ه‍.ش.

مقدم سال نو را خوش آمدید می گوییم

جوانان مسلماناستاد نصیراحمد نویدی
رئیس شورای مرکزی جمعیت اصلاح

سال نو هجری خورشیدی را به فرد, فردی ازهموطنان تبریک گفته از الله متعال می خواهم تا سال ۱۳۹۳هـ ش را سال صلح وامنیت و ثبات واستقرار در کشور ما بگرداند.

چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۲ ه‍.ش.

پیام تسلیت

پيام تسليت بمناسبت شهادت عده از هموطنان مسلمان ما در ولايت فارياب
بسم الله الرحمن الرحيم
قال تعالى:
" وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا. "

سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۲ ه‍.ش.

نوروز در غربال عقل و دین

 نویسنده: نایب قدرت

زمان از تکرار لحظه‌ها تشکیل شده است. لحظه‌ها هر کدام در هر واحدی که باشند، مظروف ارزش‌ها و فرصت‌ها هستند. لحظه‌ها، برای ما انسان‌ها، بیش از هر موجود دیگری، حیاتی و سرنوشت سازند.

دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲ ه‍.ش.

مولانا احمد نارویی به لقاءالله شتافت



تاریخ انتشار 26 اسفند 1392

 «إنا لله و إنا إلیه راجعون» مولانا احمد نارویی، امام جمعه موقت اهل‎سنت زاهدان و معاونت اداری دارالعلوم زاهدان، ظهر امروز دوشنبه 26 اسفند 1392 در اثر سانحه رانندگی دار فانی را وداع گفت.

دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۲ ه‍.ش.

از خاطرات من "3"


کاری داشتم و این اولین باری بود که به دفتر شان می رفتم. مطمئن نبودم که کارم حل گردد ولی با آنهم دل خوش کرده همراه با یکتن از اقارب وارد دفتر شان شدم.
آنها مردمان دعوتگر و مجاهدی بودند, سالها در برابر روس جهاد نمودند.

پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ ه‍.ش.

زنی درعصر عمر رضی الله عنه


در زمان خليفۀ راشد حضرت عمر فاروق رضی الله عنه زن با ايمان بود که شوهرش به جهاد رفت وغيابت آن طولانی شد در قسمت از يک شب حضرت عمر رضی الله عنه که مشغول مراقبت از مردم و اوضاع شهر مدينه بود شنيد که آن زن با خود چنين زمزمه می نمايد: