به مناسبت تقبیح حمله انتحاری روز عید در شهر میمنه
نوشته: عبدالباسط ام
هر
روز و شب این ملت مظلوم به خاک و خون می غلتد.نه کسی دل میسوزاند و نه جلو چنین حملات گرفته می شود.
گویی این مردم اصلاً در جمع بشر نباشند، هیچ کسی ارزشی برایشان قایل نیست. سالهاست خونهایشان بی هیچ میریزد. گاهی به بهانه اینکه تروریستان را بقتل می رسانند ده ها هموطن ملکی بقتل میرسد و گاهی هم در لباس تروریست به کشتار مردم ملکی می پردازند.
همه به خوشی و سرور تازه لباس های جدید را برتن کرده روانه مسجد جهت نماز عید، عید قربان؛ عیدی که ملت های مسلمان در آن خیلی به شادی می پردازند، شده بودند. اما غافل ازینکه دشمنان انسانیت اینبار چه توطئه بزرگی را چیده اند.
طفلکی قبل از رفتن به مسجد به پدرش میگفت: پدر وقتی نماز را خواندیم زودتر خانه بیاییم که گوسفند مانرا قربانی کنیم. بیچاره غافل ازینکه امروز باید خودشان قربان شوند. نمیدانستند که امروز روز خوشی نه بلکه روز غم و ماتم در زندگی شان است،. آری! روز شادی نبود، غم بود و ماتم.
مادری بی فرزند گشت، زنی بیوه، کودکانی یتیم. اینچنین عمر این ملت بناحق ازدست میرود. عید شان با غم آغاز شد و با غم ختم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر