نوشته: عبدالباسط امل
متأسفانه ما از همان مسلمانهای هستیم که تعدادی دیندارهای ما برداشت غلط از اسلام دارند و هم کسانیکه مخالف احکام و حدود شرعی هستند برداشت غلط شان آنها را مخالف ساخته است.
قضیهٔ اخیری که در قره باغ کابل رخ داده است بیانگر همین مورد می باشد.
تعدادی یک و زن دو مرد را پس ازینکه ضرب و شتم می کنند از آنها فیلم گرفته به صفحات اجتماعی پخش می کنند گویا عمل نیک و خوبی را انجام داده باشند.
اما؛ اسلام قبل ازینکه بخواهد حدود شرعی اجرا شود از مسلمانها می خواهد تا وضعیت جامعهٔ خود را سالم بسازند، نه کسی از فقر و گرسنکی بنالد و نه از فقریکه نتواند ازدواج کند. هرگاه مسلمانهای جامعه و حاکم سرزمین اسلامی موفق برای این کار شدند عمل خلاف شرعی و انحرافات اخلاقی در چهارچوب تعیین شده بررسی می گردد و نظام اسلامی مجازات را اجرا می کند.
اما اینجا در جامعهٔ ما، کسانیکه ادعای مسلمان و پاک بودن از نظر اخلاقی را دارند تجسس می کنند، تلاش می کنند هرطوری شده از راز دیگران اطلاع یابند، به شایعات باور می کنند بعدش بر اساس همین شواهد اقدام کرده یکی را شارب خمر می شمارند، دیگری زانی و دیگری را دزد. اینجا براساس همین شواهد بی اساس و غلط تصمیم گرفته می شود و محاسبه صورت می گیرد.
درحالیکه اسلام ازین اشتباهات مبرا است و با وضاحت تمام، بدون کوچکترین ابهام قضایا را بررسی می کند و بعد از آن حکم می کند.
سیدقطب شهید راجع به اجرای حدود شرعی در مورد سارق و زانی زیبا میگوید:
"اسلام دست دزدی را می بُرد که اضطرار به غذای روزانه یا زندگی عائله اش برای او مجوز عمل نگردد و او را وادار به تخلف نکرده باشد. اسلام زناکاری را حد می زند که چهار شاهد او را درحال ارتکاب جرم به چشم ببینند، و در عین حال اجازه نمی دهد که از دیوار مردم بالا روند یعنی تجسس کنند."
چه فکر می کنید همین کسانیکه به زعم خود شان، حد را جاری کرده اند؛ هدف از اسلام همین باشد؟
آیا شواهد راستگو و صادق را باخود داشته اند؟
آیا گرفتن فیلم و پخش آن در شبکه های اجتماعی دلیلی رنجش و خدشه دار ساختن دایمی آبروی این سه تن نمی شود؟
به ده های سؤالی دیگر ازین قبیل.
اسلام وقتی مجازات می کند، آبرو و حیثیت فرد را نمیخواهد پامال کند، اسلام به اندازهٔ جرم مجرم را سزا می دهد. ولی جهل و برداشت غلط شماری از افغانهای ما پیوسته باعث می شود چهرهٔ خشن و نامیمون از اسلام نزد دیگران پیدا شود و این حایلی بین اسلام و کفر شان گردد.
نیاز اساسی و مبرم داریم تا اسلام را مطالعه کنیم، آنچه از پدران به ما رسیده است یا اسم اسلامی داریم نمایندگی از اسلام ما نمی کند و دلیل مسلمان بودن ما بصورت قطع شده نمی تواند ما باید خود اسلام را بخوانیم، بارها مسائل دینی را مطالعه کنیم، از علمای برجسته و رسیده طالب کمک شویم و آن را در عمل پیاده کنیم ورنه ممکن همین برداشت غلط باعث گمراهی بیشتر گردد و به چاه بیفتیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر