سوته های چوب و تفنگ در دستان، پاچه ها بلند، یخن باز، جبین گرفته و با قهر از بلند گو صدا می زنند:
نعره تکبیر
زنده باد اسلام
مرگ بر اشرف غنی
مرگ بر زورگویان و متقلبین ....
و درعین حال جادهٔ مرکزی خنجان ....... کابل را مسدود کرده در وسط سرک نشسته اند.
اما اینسو؛ مردان، زنان و کودکان از یک موتر پائین و با طی مسافت نزدیک به ده دقیقه با سختی ازین وحشت می گذرند و من که سخت مریضم این مسافه را در بیست دقیقه گذراندم. مثل من به ده ها مریض را دیدم که کراچی وان ازینطرف به آنسو منتقل شان می سازد.
با کمال تأسف عدهٔ از مردم به این غیرت و مسلمانی می گویند.
💔
۱۳۹۸ خرداد ۲۲, چهارشنبه
این نه غیرت است و نه اسلام
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
پست ویژه
درسی که از تاریخ گرفته شود همین است!
در سی و چند سال قبل وقتی همه چیز به دست آنها افتاد به جان هم افتادند، گفتند آماده نبودیم همه چیز به یکبارگی اتفاق افتاد، طرح ما بر این بود...
-
اخی، ای برادرم ،شعری زیبا از سید قطب با ترجمه نویسنده: : عبدالله رسول نژاد ای برادرم اخی انت حر وراء السدود ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر