‏نمایش پست‌ها با برچسب خاطرات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خاطرات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ بهمن ۳۰, چهارشنبه

از خاطرات من '1'

نوشته: عبدالباسط امل
ما از دور طالبان دوست بودیم، رفت و آمد فامیلی هم داشتیم ولی؛ بنابه مشکلات همین چند سالی بود که ازهم خبر نداشتیم، درخانه بمن گفتند: باید به خانه شان برویم، تو نیز همراه ما بیا.

پست ویژه

درسی که از تاریخ گرفته شود همین است!

در سی و چند سال قبل وقتی همه چیز به دست آنها افتاد به جان هم افتادند، گفتند آماده نبودیم همه چیز به یکبارگی اتفاق افتاد، طرح ما بر این بود...