‏نمایش پست‌ها با برچسب دولت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دولت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ شهریور ۲۲, شنبه

من به آرامی کشورم باور ندارم

نوشته: عبدالباسط امل
 
آندو باهم صحبت داشتند.
بزرگتر رو به سوی جوان کرده گفت:
داکتر بچیم! چی تصمیم دارد؟ حالا که بخیر تخصص هم گرفتی؛ کجا کار می کنی؟

۱۳۹۲ دی ۱۳, جمعه

خاطره

عبدالباسط امل
نزدیک خفتن بود, و من طرف خانه می آمدم, همینکه به خوشحال خان رسیدم از موتر پیاده شده و الی سرک پوهنتون پیاده آمدم.

۱۳۹۲ فروردین ۲, جمعه

ملت و دولت


دولت از نیروی ملت شد پدید
وای ازآن دولت که ملت را ندید
هیچ دولت را نیابی پایدار
گرنباشد پایه هایش استوار

پست ویژه

درسی که از تاریخ گرفته شود همین است!

در سی و چند سال قبل وقتی همه چیز به دست آنها افتاد به جان هم افتادند، گفتند آماده نبودیم همه چیز به یکبارگی اتفاق افتاد، طرح ما بر این بود...