۱۴۰۰ مرداد ۲۰, چهارشنبه

جنگ ویرانی می آورد

 

ملتهای بزرگ وقتی در کاری شکست میخورند؛ مسیری دیگری را انتخاب میکنند چون تکرار تجربه جز شکست چیزی ندارد. متاسفانه ملت ما به شمول شماری از شخصیت‌های مطرح و چیز فهم سالهاست که تکرار تجربه میکنند و برای این کار شان گپهای بزرگ بزرگ جور کرده نسل جوان را می فریبند.
درین شب و روز که ملت ما در خون خفته؛ به شمول دولت و طالبان شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی، جهادی، دموکرات و اجتماعی عین کار را می کنند.
۴۰ سال زمان کمی نیست که افغانها ندانند برای تغییر مثبت و آیندهء روشن چکار بکنند؟
چهل سال جنگ، حالا بدستور کی و برای چی مسئلهء جداست، مهم اینست که تمامی گروه ها در جنگ شکست خوردند و کشور و ملت را بیشتر صدمه رساندند.
به باور من در عوض اینهمه تلاشهای که برای جنگ و ایستادگی در برابر دولت و طالب می شود؛ باید برای اتحاد، همدلی و آوردن دو طرف به میز مذاکره کار شود.
طالب هم اگر می‌جنگد؛ بیشترین افرادش افغان است، دولت هم اگر می جنگد؛ عساکرش افغان است.
ملت درعوض اینکه قربانی جنگ جاری شود؛ باید با جرئت در برابر جنگ بایستد و از هردو جناح جدی تقاضا بکند برای آتش بس و توقف جنگ و صلح پایدار به تفاهم برسند.
زمانش است گروه ها و افراد برای بدست آوردن منافع گروهی و شخصی خود راه سیاست را پیش بگیرند نه جنگ.
جنگ جز بربادی و ویرانی نتیجهء نمیدهد.

۱۴۰۰ مرداد ۷, پنجشنبه

دستآورد دو دهه!

 


داکتر عبدالباسط امل
ازینکه من بیشتر مریضان کرونایی را می بینم او نیز گویا به این مریضی مبتلا است نزدم مراجعه کرد.
گفت اضافه از یکماه میشود از مریضی رنج می برد، یکماه قبل به یکی از شفاخانه های شخصی مراجعه کرد اما کسی از خانواده حاضر نشد برایش دوا بخرد و این مدت را همچنان در درد و مریضی گذرانده است.

 
16 سال دارد و از همین سرزمین هست، دختری که تازه پا به جوانی گذاشته و باید هزار آرزو برای آینده زیبا و خوب داشته باشد؛ اما کسی را ندارد 50 افغانی را برایش دوا بگیرد، نه پدر، نه برادر هیچ یک حاضر به تهیه ادویه برایش نشد.
رنج دهنده است، مگر نه؟
چهره خسته، بدن نحیف و عجز اش حکایتی دردناکی از دختران و زنان این سرزمین هست که کسی به حرف شان گوش نمیدهد، از وضعیت شان خبر ندارند و اصلا کسی نیست در آوردن روشنی در زندگی آنها تلاش بکند.
شاید عده ی در شهرهای بزرگ به خیابان و کافه ها با لباس زیبا و آرایش غلیظ بیایند و بگویند زنان آزادی دارند و عده ی به رسانه ها حاضر شده از حقوق زن بگویند اما وقتی از واقعیت باخبر میشویم که کمی دورتر از شهر رفته شود و با حقیقت زندگی دختران و زنان این سرزمین پی برده شود.
متاسفانه همین کسانیکه از حقوق زن حرف می زنند مانعی برای حقوق زنان این کشور شده است.
به باور من زن قبل از هرچیزی به احترام، مهربانی و توجه نیاز دارد، سه مهم کاری که در عوض آن برای به نمایش گذاشتن سر و صورت زن در ملأ عام و استفاده ابزاری از زن کار شده است.

۱۴۰۰ مرداد ۲, شنبه

 

با اینکه ظاهرا آدم چیز فهمی معلوم میشد در میانه ی حرفهایش گفت:
"برای پناهنده شدن به یکی از کشورهای غربی حتی حاضرم از دینم برگردم، من برای زن و بچه و خودم آرامش میخواهم، یک لقمه نان که هرجا پیدا میتوانم".
قطعاً دین و مقدسات از همه چیز ارزشمندتر هست ولی چند دهه جنگ و شیطنت سیاسیون و رهبران خود فروخته یکی از صدها دلیل این چنین تفکر هست، کسانی هم با پشت پا کردن به ارزشهای خود موفق به دریافت اقامت غرب شده اند.
الله متعال ثبات و استقامت در راه خودش را نصیب ما بگرداند و امنیت و آرامش را در سرزمین ما و جهان برگرداند.

 

در موتر هستم کابل میایم راننده نواری از جوانی را گذاشته که با شدّ و مدّ میگوید جهاد در افغانستان فرض عین است، باید قربانی بدهیم، باید خون هدیه کنیم و ازین قبیل حرفهای که جز برداشت سطحی از دین و جهاد چیزی را در خود ندارد و جز انسان خام را فریفته نمی تواند.
ما نیاز به علمای داریم که برای بیداری ملت تلاش بکنند، زنده بمانند و فهم معتدل از دین را برای ملت برسانند، ما نیازمند سیاستمداران هستیم که با دانش سیاسی شان کشور را از بحران نجات دهند، زنده بمانند و قضایا را درست تحلیل کنند و جلو توطئه را بگیرند، ما نیاز به ملت زنده داریم نه بیشتر شدن قبر ها.
مرده کشور را اعمار کرده نمیتواند، مرده بیداری و ترقی و تغییر مثبت آورده نمی تواند.
و اما بلی؛ جهاد در افغانستان فرض عین است، جهاد که اشک از چشم زن و مرد، کودک و جوان این سرزمین را خشک کند، جهاد که فقر را پایان ببخشد، جهاد که برادر کشی را در سرزمین ما خاتمه دهد و آرامش و صلح را به ارمغان بیاورد.
قتل یک انسان، قتل یک افغان جز جهل، دشمنی با دین و فتنه چیزی دیگری را ندارد.
و هر زمانیکه در چنین جهاد برای رضای پروردگار قدم گذاشتیم و جان دادیم ارزش دارد و در راه الله حساب خواهد شد (ان شاءلله).
الله متعال هدایت نیکی و فهم صحیح از دینش را نصیب من و همه بگرداند.

چند روز قبل تفسیر سورهء منافقون را میخواندم، جالب و آموزنده است. هرگاه کتابی مطالعه میکنم درک میکنم یکی از مهمترین نیاز انسان مطالعه هست.
در زمان که هجرت صورت گرفت منافقین باربار خواستند میان صفوف مسلمانان مهاجر و انصار تفرقه ایجاد بکنند که به نحوی قبل از بزرگ شدن جنجال حل میگردید. پیامبر صلی الله علیه و سلم برای اصحاب خود توصیه داشتن که نمیخواهد با کشتن منافقین که طبعاً کار سادهء بود؛ برای فرصت طلبان زمینه برابر شود تا بگویند محمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) دوستانش را می کُشد. او صلی الله علیه و سلم واضح این‌ مسئله را می گفت.
جای دیگر با دوراندیشی تمام دسیسهء منافقین را خنثی کردند، پس ازینکه افراد موذی خواستند فتنهء برتری طلبی را میان انصار دامن زدند به مجردی که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم ازین مسئله باخبر میشوند به یک سفر طولانی مدت به راه افتند، در زیر گرمای طاقت فرسا مسافت زیادی را با عدهء از اصحاب میروند تا چنین ذهن و فکر شان را از درگیر شدن به توطئه دور بسازند.
مثل این سیرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم دارای درس های بزرگیست که یک مسلمان باید بخواند، بیاموزد و عملی کند.
این روزهای که لشکر سیاهی و دسته های متعصب درصدد دامن زدن تعصبات قومی و ایجاد فاصله میان ملت و به شعله در آوردن فتنه برتری جویی اند؛ منحیث یک مسلمان سخت نیاز داریم از زندگی رهبر خود ( پیامبر صلی الله علیه و سلم ) بخوانیم و قضایا را از منظر سیرت شان علیه السلام تحلیل بکنیم‌.
قطعاً عده ی مشخصاً برای دامن زدن تعصب و بیشتر سازی فاصله میان اقوام شریف کشور مامور شده اند، درعین حال تعدادی از جوانان و بزرگان درگیر غیرت و احساسات قومی و زبانی شده به جمع آنها پیوسته اند ولی کسانیکه میخواهند ازین سختی و آزمایش درامان بمانند باید با دوراندیشی و حوصلهء تمام هم خود و هم بقیه را ازین مهلکه نجات بدهند و بدون شک این مردمان نزد ملت از اقوام مختلف و الله متعال جایگاه خاصی خواهد داشت و اجر بزرگی نصیب شان خواهد شد.
امیدوارم من و شما از جمع کسانی باشیم که برای اتحاد و وحدت صف تلاش میکنند و زبان، قوم و سمت ارزشِ ندارد بلکه انسانیت، راستی و ایمانداری برای شان در اولویت قرار دارد و در عمل آنرا نشان میدهند.
الله متعال هدایت نیکی و استقامت در راه خودش را نصیب ما بگرداند. 

 

- انگلستان تمام نیروهای خود را از افغانستان بیرون کرد
- آمریکا پس از نزدیک به ۲۰ سال پایگاه نظامی بگرام را بصورت تخلیه و ترک کرد
- وال استریت ژورنال از تخلیه فوری سفارت آمریکا خبر داده است
و....
اما باردیگر ما ماندیم و گروه های تندرو، ما ماندیم و اجیران کشورهای بیرونی، ما ماندیم و تشنگان خون، پول و قدرت.
اوضاع و شرایط کشور نهایت نگران کننده هست، جمعی بزرگی قربانی جنگ خواهند شد، اکثریت خاموش خواهند سوخت.
اوضاع جاری، ملیشه سازی دولت و پیشروی طالب؛ آینده تاریکی را نشان میدهد، آیندهء که احتمال جنگ داخلی و تکرار دهه هفتاد بیشتر در آن دیده می شود.
اشتباه پس از اشتباه، کوتاهی و تقصیر پس از هم، تکرار تجربهء گذشته این وضعیت را به بار آورده است.
سالها جنگ جز تاریکی، سیاهی و ذلت چیزی نصیب ما نکرده است، هر چه از جنگ گفته شود، هرچه به جنگ دامن زده شود؛ جز ذلت و تباهی بیشتر چیزی نصیب ما نخواهد شد.
زندگی و آرامش میخواهیم باید دست از خشونت برداریم، وطن آباد و امنیت میخواهیم باید دست از جنگ برداریم.
در عوض خشونت باید از همدلی، همدیگرپذیری نسبت به هم کار گرفته شود، این مسئله را باید دولت، طالبان و دیگر جناح های ذیدخل در جنگ درک کنند بخصوص کسانیکه حداقل احساسِ خوب نسبت به این ملت و این وطن دارند.
بدانیم قرار نیست این وطن را با مُرده ها آباد بسازیم، قرار نیست امنیت این وطن را مُرده ها بگیرند، قرار نیست مُردهء بیشتر افتخار برای این وطن بیاورد بلکه آبادی این وطن به مردمانی زنده و بیدار نیاز دارد، امنیت این وطن را فرزندان همین وطن باید بگیرند، برای این وطن فرزند همین وطن میتواند افتخار بیاورد و این کار با زنده ها شدنی هست نه با کشتن و قتل.

 

17 سال دارد، پسر بزرگ خانواده است، سه ماه میشود از ایران رد مرز شده و یکی از مریضانی بود که نزدم مراجعه کرد.
پدرش چند هفته قبل در حمله در نزدیکی کلینیک ما جانش را ازدست داد، جسدش را به کلینیک آوردن، دراثر اصابت پارچه ی ماین در سینه جانش را ازدست داده بود.
پسر بخاطر فقر وناامنی روانه ایران گردیده بود که رد مرز گردید، پدر با دهقانی لقمه نان حلال برای زن و فرزندانش می آورد و با این خوشحال بود اما کشته شد. اکنون خانواده اش مانده و سختی و مشقت زندگی.
خیلی از خانواده های فقیر هستن، غذای کافی برای شب و صبح ندارن ولی با کمترین درآمد حلال ازینکه درکنار خانواده خود هستند، خدا را شکر میگویند و به فردای بهتر و روشنتر چشم دوخته اند.
ولی؛ دردا که عده ی اجیر، روانی و تشنه ی خون حتی به همین خانواده ها که نه به سیاست شان کار دارند و نه مداخله میتوانند؛ رحم ندارند و همچنان به وحشت و کشتار خود ادامه میدهند.
این بیشتر از نگرانی و دردی هست که تصور میشود!
کسی میداند که عزیزی را ازدست داده باشد و هنوز درد را احساس بتواند!
مگر روزی خواهد آمد بدون ترس از کشته شدن و جنگ صبح را آغاز کنیم؟

 

وقتی مکهء معظمه فتح گردید پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم ضمن عفو عمومی کسانیکه در خانه بمانند را اعلام نمود، فرمودند هرکس در خانه حضرت ابوسفیان رضی الله عنه - که تا آنوقت مشرک و یکی از بزرگترین دشمنان اسلام بود- ؛ بماند در امن هست.
مسلمان با دانش و مجاهد واقعی ازین درس می گیرد، به دشمن احترام میگذارد و در اوج قدرت با طرف مقابل تعامل درستی میکند اما با تاسف که فهم ما از اسلام سطحی و اکثر کسانیکه ادعای جنگ برای الله را دارند؛ چیزی از زندگی پیامبر علیه السلام و این دین انسانی نمی دانند.
از دلایل سقوط و ذلت ملت ما برداشت غلط از دین، جذبه و احساسات جاهلانه هست.
من فکر میکنم فرد فرد ما سخت نیاز داریم اسلام را دوباره مطالعه کنیم، از جهان خود را باخبر بسازیم، مسلمان عملگر و دوباره اسلام را با تمام وجود بپذیریم؛ اینگونه در زندگی و کشور تغییر مثبت خواهد آمد وگرنه شکی نیست که فردا بدتر از امروز باشد.

 

زن و مشخصاً مادر جایگاه بلندی در اسلام دارد، حتی برای هر انسانی دختر، زن و مادر هدیهء بزرگ و امانتیست که باید در پرورش و تعامل با او توجه خاصی بکند‌.
تصویری مادری که از جنگ و ناامنی درحال فرار است؛ سخت رنج دهنده است، قلب را تکه تکه می کند وقتی مادری را در چنین وضعیت ببینی.
دردا که تشنگان قدرت و مریضان روانیِ را گیر افتاده ایم که به هیچ قانونی پابند نیستند‌. نه دین را می شناسند، نه بوی از انسانیت برده اند، حتی در وحشت و ظلم خود نیز قانونی برای مظلومان و طبقهء بی غرض جامعه ندارند.
با اینکه از چهل سال ما را زجر کُش میکنند اما آه و ناله و فرار راه حل نیست‌.
ضمن ایستادگی، اتحاد، فریاد برای صلح باید رابطهء خود را با پروردگار بهتر و درست بسازیم، همه ما!
رابطهء که در آن منفعت شخصی، زبانی، قومی و گروهی جا ندارد؛ شاید آنوقت روشنایی را پس از چهار دهه سیاهی و وحشت شاهد شویم.

۱۳۹۹ فروردین ۲۷, چهارشنبه

گذر زمان درس می دهد

"قبل ازینکه درمورد راه رفتن کسی قضاوت کنی کمی با کفشهای او را برو"
این متل معروفیست که همه شنیده و خوانده ایم.
بیشتر اوقات با مطالعه و خواندن نمی شود مسائلی را درک کرد و به خوبی فهمید؛ مگر اینکه زمان بگذرد، درکنار تحصیل پُختگی سِنی بکار است تا خیلی چیزها را به معنی واقعی اش هضم کنیم.
وقتی با تجربه درسی از زندگی‌ میگیریم؛ این بهترین و بزرگترین عبرتی برای ما می شود، گاهی وقتها با چند ویژگی خوب؛ حس غرور و بزرگ بینی برای ما دست می دهد، انگار همهء نیکی دروجود ما نهفته است. شاید از بقیه بهتر باشیم ولی باگذر زمان آنچه ازش تنفر داشتیم، دوست نداشتیم از جاده قدم فراتر بگذاریم؛ متوجه می شویم عیناً همان کار را تکرار و تکرار انجام می دهیم. این بدترین حسی دارد، وقتی پیرامونش فکر کنیم، از درون و از عمق وجود شکسته می شویم، مهم نیست اشتباه و خطا چه چیزی باشد، گاهی یک دروغ یا وعدهء بیوقت یا هم دیر رسیدن به جلسهء؛ بزرگترین لغزش شمرده می شود، گاهی هم اصلاً زود نمی فهمیم تا اینکه قدم های دوامدار بطرف جادهء خاکی گذاشته شود.
با همهء این همینکه زنده ایم و مسلمانیم؛ از درون آوازهای می شنویم، صدای آهسته شاید همان وجدان باشد، دوست واقعی هر فردی، نمی خواهد اینگونه ادامه بدهیم، سستی، ضعیفی، تنبلی و کسالت را دیگر در ما نمی خواهد، صدا پس از صدا.
درین گیرودار گاهی پیامی، سخنی، توصیهء خوب و شاید هم شریک ساختن پیام دینی، جه آیتی از قرآن باشد یا حدیثی از پیامبر گهر بار علیه السلام؛ نیروی قدرتمندی می شود که ما را به حال می آورد، بیدار می کند و بهوش می آییم.
باری وقتی دانشجوی البیرونی بودم، با گذشت هر روز خیلی خسته و افسرده می شدم، مردی میانه سالِ کوهستانی که همه وقت در مسجد می دیدم نزدیکم آمد پس از احوالپرسی چند نصیحت برایم کرد،‌ آنروزها که خیلی حس تنهایی می کردم توصیه های او انرژی برایم داد.
همه نیازمند پند و اندرز هستیم، مهم نیست چه اندازه مطالعه داریم، چه سن و سالِ داریم یا هم در چه موقفی هستیم.
با یک پیام، تماس و متن همدیگر را متوجه ارزشها و خوبیها و اشتباهات خود کنیم، این ارزشمندترین کاریست که برای هم می توانیم.
.....
دوست دارم زیر این متن توصیهء برایم داشته باشید.

۱۳۹۹ فروردین ۱۸, دوشنبه

او صاحب همه خوبی و نیکیهاست

انسانها باوجود دانش و فهم شان بیشتر خطا و اشتباهاتی را مرتکب می شوند، ‌جدا‌ ازینکه چه اندازه تحصیل کرده باشند یا از دین و جامعه مطالعه داشته باشند؛ هرکدام بنحوی لغزشهای دارند. 
برای یکی ترکِ یک وقت نماز بزرگترین‌ شکست هست برای دیگری ازدست دادن‌ نماز جماعت، نزد عدهء زیان مالی و شهرت بزرگترین لغزش بوده می تواند، عدهء دیگری ناکامی در امتحان دنیوی را اشتباه سترگ می شمارند.
با قبول اینکه هر فردی اشتباه کرده و می کند، انسانها بیشترین توقع را ازهم دارند و کمتر همدیگر را می بخشند. ولی؛ او یگانه ذاتی هست که برای انسان نافرمان‌ نعمتهای فراوان داده است، فرصت بعدی پس از فرصت می دهد، نفسِ تازهء می بخشد؛ کافیست دوباره تلاش کرد، پس از نافرمانیِ دوباره وعده کرد و بسویش شتافت. 
او خالق هردو جهان و صاحب همهء خوبیها و نیکیهاست، او الله متعال است، ذاتی که یادش در بدترین و غم انگیزترین لحظات زندگی آرامش و امید می دهد.

پست ویژه

درسی که از تاریخ گرفته شود همین است!

در سی و چند سال قبل وقتی همه چیز به دست آنها افتاد به جان هم افتادند، گفتند آماده نبودیم همه چیز به یکبارگی اتفاق افتاد، طرح ما بر این بود...