کاری داشتم و این اولین باری بود که به دفتر شان می رفتم. مطمئن نبودم که کارم حل گردد ولی با آنهم دل خوش کرده همراه با یکتن از اقارب وارد دفتر شان شدم.
آنها مردمان دعوتگر و مجاهدی بودند, سالها در برابر روس جهاد نمودند.
در سی و چند سال قبل وقتی همه چیز به دست آنها افتاد به جان هم افتادند، گفتند آماده نبودیم همه چیز به یکبارگی اتفاق افتاد، طرح ما بر این بود...